حرف تو ..... - تاریخ: 1398/9/9 ساعت: 14:57
حرف تــــــو که میشودمن چه قــــــــدر ناشیانهادعای بی تفاوتی میکنم!
خواب ... - تاریخ: 1398/9/9 ساعت: 14:57
خواب من را نمی برد،تو را می آوردبی آنکه باشی ... حالا تو خوابی و حسرت سیر نگاه کردنتدر دلم بیدار شده ... میدانی همیشه همینجور خوابت میکنم! که بنشینم نگاه کنم تو را سیر ...
پاییز ... - تاریخ: 1398/9/9 ساعت: 14:57
,پاییز, اومده .........و هنوز ...دلتنگم ,پاییز,ی هستم که نوید آمدنت می داد ...انگار بهار بود ......
بخاطر تو. - تاریخ: 1398/9/9 ساعت: 14:57
می دونستی فقط به خاطر توئه که ...که هنوزم اینجام ..که گاهی بیام و و بگم هنوزم مثل همیشه ...دوستت دارم ...مثل همیشه ..هنوزم خوابتو می بینم مثل همیشه دلم تنگه واست ...مثل همیشه هنوزم نفسای عمیقم .....فقط برای توئه ......و هنوزم قلبم برای توئه ...
زمستان ... - تاریخ: 1398/9/9 ساعت: 14:57
کاش چشمانم را می بستمو اول ,زمستان, باز میکردم !امسال بی تو تحمل نبودنت را در پاییز ندارم …
نشود فاش کسی ...... - تاریخ: 1398/4/12 ساعت: 20:10
چهار فصل بی تو ...... - تاریخ: 1398/4/12 ساعت: 20:10
چشاتو بگیرم یه روز از خودمصداتو، صداتو چه باید کنم!؟اصن راه که میرم تو هر جای شهرهواتو، هواتو چه باید کنم!؟ هواتو بگیرم یه روز از خودمدارم دور قلبم قفس میکشمیقین دارم عطرت تو اون نقطه هستتو هر جا که
قلبم برای تو ...... - تاریخ: 1398/4/12 ساعت: 20:10
با کدامین رودخانه شهر همراه شوم ...که برسم به دریای ..........چشمهای تو ..
بازم خواب تو.... - تاریخ: 1398/2/26 ساعت: 2:54
حالا هی بیا به خواب ما .........
حال اون لحظه ... - تاریخ: 1398/2/26 ساعت: 2:54
حال اون لحظه ای که بخوای یادم کنی رو ...با صد تا دنیا عوض نمی کنم ......آخه می خوام تو همو حال بمیرم ...
زيباترين... - تاریخ: 1398/2/26 ساعت: 2:54
زيباترين سخني كه شنيدمسكوت دوست داشتني توبودزيباترين احساساتم گفتن دوست داشتن تو بودزيباترين انتظار زندگيم حسرت ديدار توبودزيباترين لحظه زندگيم لحظه با تو بودن بود اما تو هرگز نبودی زيباترين هديه عمرم
۹۸ - تاریخ: 1398/2/11 ساعت: 23:50
هنوزم ........پر از یاد توام ........چه سال جدید شود .....چه تمام شود ....از یاد تو لبریز
بدون تو ....... - تاریخ: 1398/2/11 ساعت: 23:50
تمام جغرافیای زمین را انگار ...به نام تو کرده اند...که هر جا می روم ...همه شبیه تواند .........حتی اینجا ...که همه نقاب بر چهره دارند اما ...نگاهشان انگار ....چشمان ترا دارد ...نمی دانم من تو شده ام یا ...تو شدی همه دنیا ....یا ...همه یا های دنیار را گمان گرده ام اما ...بدون تو به جایی نرسیده ام ......
آرامش .. - تاریخ: 1398/2/11 ساعت: 23:50
آرامش این روزهای زندگی اش را .... مدیون انتظاری هست که دیگر ...از هیچکس نداره ........دلتنگی بی پایان زندگی ام را ...مدیون عشق بی پایانی هستم که ..دیگر او را ندارم ...
عشق بی پایان ... - تاریخ: 1398/2/11 ساعت: 23:50
عشق بی پایان ...بهارت پراز عطرگل سرخ ...ولبریز از مهربانی
شب.... - تاریخ: 1398/2/11 ساعت: 23:50
شب است ..شهر پر از سکوت ...دلم نمی خواهد بشکند این بی صدایی .....مگر با صدای تو ...
سیل.... - تاریخ: 1398/2/11 ساعت: 23:50
سیل همه شهرها را فرا گرفته است ... و با خودش برد هر انچه را که قرار بود بماند ...و به جا می ماند ویرانه ای ....از او .....که می برد جانت را ...دریا چه می داند که آنچه دارد ...ریشه در ویرانه ها دارد ........عشق بی پایان ...باران است...نرو جایی که می برد ...و بر نمی گرداند .......باشد؟؟؟
گوشه قلبت .... - تاریخ: 1398/2/11 ساعت: 23:50
زندگی گوشه قلب تو ....بهشت است بگو ...رهن مخروبه ترین گوشه ی قلبت چند است ..
قصه زندگی - تاریخ: 1398/2/11 ساعت: 23:50
وقتى ماه شبم شدی ....بی آنکه بدانم به خانه ات رفتی......آماده شدم که بگویم که اگر بروی تمام من شب می شود .....تو رفتی و سیاهی ها آمدند ..برق چاقو هاشان را دیده بودم؛ آمدند و مراکشتند.اکنون هر غروب چ
غرور ...... - تاریخ: 1398/2/11 ساعت: 23:50
بعضی ها حواسشون نیست که دیگه ..الان پیر شدند .....فقط احساس جوونی دارند ...هر چند چشماشون نشون می ده که خیلی خسته و کوفته اند اما ..می خوان هر جور شده بگن همه چی آرومه ...ولی خب دیگه آنچه عیان است ..