برچسب:
نویسنده: یلدا قنبریپور
به شکوفه ها ...به باران شنبه ۱۴۰۰/۰۸/۲۲ - ۱۱:۴۳ ق.ظ - ن-حسین زاده - به کجا چنین شتابان ؟گون از نسیم پرسیددل من گرفته زین جاهوس سفر نداری ؟ز غبار این بیابان- " همه آرزویم اماچه کنم که بسته پایم "- " به کجا چنین شتابان "- "به هر آن کجا که باشدبه جز این سرا سرایم "- " سفرت بخیر اماتو و دوستی خدا راچو از این کویر وحشتبه سلامتی گذشتیبه شکوفه ها ، به باران برسان سلام ما را
برچسب:
نویسنده: یلدا قنبریپور
جانا .......
در رویایی شبانه ام ....
.......تنهایی ات را دیدم ...
.....بی اندازه بود .....
.........دلتنگ مباش ...
...........تنهایی راه نهایی برای رسیدن به درون ....به معناست .....
..........این قصه ما بود ....
....عشق تنهایی .....معنا ....
............
برچسب:
نویسنده: یلدا قنبریپور
دوباره منم ...همان همیشگی ... همان دلتنگیه در بغض فرو رفته در هنگامه ی پاییز ... همانی که قلبش لبریز از باریدن است اما .... زمین بهاری اش را در دل شب گم کرده ... همانی که یک شب ...تصمیم گرفت بدون ماه بخوابد ... و وقتی بیدار شد متوجه شد .... بی خانمان شده ...ودر اعماق سیاهی گیر کرد .. از انزمان فانوس به دست میان تمام ستاره ها رو گشت ... و نور تمام ماه های کهکشان را تست کرد ...اما عطر چشمان ترا .....نداشت ...
برچسب:
نویسنده: یلدا قنبریپور
بعد از تو می دانستم که هرگز ... در کنارم نیستی. ...اما .. هر روز در خانه ای که وجود نداشت ...کنارت نشستم و در آینه ای که وجود نداشت تورا دیدم و بوسیدم ... و در فنجان های که واقعی نبودند ...با تو .. دوتایی واقعا چای نوشیدم ... من در تمام این سالها هزاران بار با تو ....در در خیابان های خیالی ...واقعی با تو قدم زدم .. با تو خندیدم ...و هر غروب .. رفتنت را.....به تماشا نشستم ... و هر با بار دیگر بازهم باتو در خیالم...
برچسب:
نویسنده: یلدا قنبریپور
گفتی جانا دیوانگی کن ...دیوانگی خطر ندارد .... کجایی پس ...دیوانه از تو خبر ندارد
برچسب:
نویسنده: یلدا قنبریپور
عشقم روزها و شبها به دنبال تو میگردد؛ مانند یک ستاره گمشده که جهانی را به خود میکشد. تو آفتاب دلم هستی
برچسب:
نویسنده: یلدا قنبریپور
تو را که نه ... می روم تا خودم را فراموش کنم
برچسب:
نویسنده: یلدا قنبریپور
این پاییز هم ...هوا سرد بود ...
برچسب:
نویسنده: یلدا قنبریپور
به کجا چنین شتابان ؟گون از نسیم پرسیددل من گرفته زین جاهوس سفر نداری ؟ز غبار این بیابان- " همه آرزویم اماچه کنم که بسته پایم "- " به کجا چنین شتابان "- "به هر آن کجا که باشدبه جز این سرا سرایم "- " سفرت بخیر اماتو و دوستی خدا راچو از این کویر وحشتبه سلامتی گذشتیبه شکوفه ها ، به باران برسان سلام ما را
برچسب:
نویسنده: یلدا قنبریپور
جانا .......
در رویایی شبانه ام ....
.......تنهایی ات را دیدم ...
.....بی اندازه بود .....
.........دلتنگ مباش ...
...........تنهایی راه نهایی برای رسیدن به درون ....به معناست .....
..........این قصه ما بود ....
....عشق تنهایی .....معنا ....
............
برچسب:
نویسنده: یلدا قنبریپور
نگذاشتند ...نگاهت کنم ...
نگذاشتند در آغوش بگیرمت ...ببوسمت ...
نگذاشتند ...
....
دیدی نفرین من با دنیا چه کرد....
برچسب:
نویسنده: یلدا قنبریپور
هرساله برایت عیدانه می نوشتم اما امسال نه ...
....آخر چه می نوشتم برایت ...
.....از کدام دلخوشی برایت قصه می ساختم ...
......سال جدید برایم جز نگاه پر از دلتنگی ...
درکنار عکسهایت نبود ...
....خوب می دانم که اینروز هادلتنگ عزیزانت هستی ...
...و اوضاع خوب نیست ...
.....روزهای سختی در پیش است ...
...آرزو می کنم دوباره بخندی ...
....بیشتر از همیشه ..
در کنار گل های بابونه وحشی....
برچسب:
نویسنده: یلدا قنبریپور
هر وقت تلاش کردم که از یادت ببرم
آهنگی پخش می شود یا
کسی مثل تو می خندد
ناگهان
یک نفر عطری می زند که بوی تورا می دهد
و همه ی تلاش هایم
برای فراموشی تو ...
هدر می رود ...
دوباره می شوم همان همیشگی ...
چه با انار ....
چی بی انار ...
دلخونم می کند چشمهایت ....
برچسب:
نویسنده: یلدا قنبریپور
دلم باران می خواهد ...
...ای عشق کمی بر من ...ببار ...
.......
برچسب:
نویسنده: یلدا قنبریپور