خرید بک لینک

بعد از تو می دانستم که هرگز ... در کنارم نیستی. ...اما .. هر روز در خانه ای که وجود نداشت ...کنارت نشستم و در آینه ای که وجود نداشت تورا دیدم و بوسیدم ... و در فنجان های که واقعی نبودند ...با تو .. دوتایی واقعا چای نوشیدم ... من در تمام این سالها هزاران بار با تو ....در در خیابان های خیالی ...واقعی با تو قدم زدم .. با تو خندیدم ...و هر غروب .. رفتنت را.....به تماشا نشستم ... و هر با بار دیگر بازهم باتو در خیالم...

برچسب: نویسنده: یلدا قنبری‌پور تاريخ: يکشنبه 18 مرداد 1405 ساعت: 14:44

صفحه بندی